پیچک ( هوشنگ رئوف )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- دختران شقایق از بستر مهتابی شب برخاستند (هوشنگ رئوف)
- آسمانِ همه جا یک رنگ نیست( هوشنگ رئوف )
- در چشمانم گورستانِ کهنه ( هوشنگ رئوف )
- نشسته ام بر بام بر کوهی بی هیبت کوه( هوشنگ رئوف )
- تیشه به سایه ی سنگ رفته است( هوشنگ رئوف )
- وقتی غریزه در تفکر جانم ( هوشنگ رئوف )
- چه سماع دل نوازی جلوه می کند( هوشنگ رئوف )
- گیرم تمام فصل‌ها تابستان( هوشنگ رئوف )
- زخم زمانه در سینه ام ( هوشنگ رئوف )
- حُکم حُکمی بود به نقاش (هوشنگ رئوف)
- نمی دانم کی بود ( هوشنگ رئوف )
- نوزاد های خونی خاک ( هوشنگ رئوف )
- بر شانه های صخره ( هوشنگ رئوف )
- در قنداقه های برف ( هوشنگ رئوف )
- آینه روز به روز پیرتر می شود ( هوشنگ رئوف )
- بند رخت می بندد تا حیاط باد ( هوشنگ رئوف )
- پرنده ی عاشق گفت ( هوشنگ رئوف )
- یادت که می آید نامت ( هوشنگ رئوف )
- تماشا دارد چشمان ات ( هوشنگ رئوف )
- بر نیمکت روبرو یکی از خُجند ( هوشنگ رئوف )
- لطفن این مرگ ها را پای حساب دریا نیاورید ( هوشنگ رئوف )
- چه سپیدی یک دستی ( هوشنگ رئوف )
- آن روز عصر از قیل و قال جارو ( هوشنگ رئوف )
- بی آنکه بدانند می افتند ( هوشنگ رئوف )
- جنگل تمام قد می ایستد ( هوشنگ رئوف )
- در گاهواره ی صدایم به خواب می روی ( هوشنگ رئوف )
- کنارِِ جاده ی نسیم و ( هوشنگ رئوف )
- کِل زنان کوهپایه ای رنگ به رنگ را ( هوشنگ رئوف )
- صدای زنگ قلب ام را از جا می کند ( هوشنگ رئوف )
- از رود غباری به رنگ صبح ( هوشنگ رئوف )
- پونه ها با دامن های پر عطر ( هوشنگ رئوف )
- از بند رخت پیراهنِ گل دارت را بردار ( هوشنگ رئوف )
- پل دهان اش که پراز چراغ های الوان باشد ( هوشنگ رئوف )
- تا لمسِ شانه هایت ( هوشنگ رئوف )
- چقدر کوچه ها را دویده اند ( هوشنگ رئوف )
- از صف های گریه برگشته است ( هوشنگ رئوف )
- جای دوری نرفته ام همین نزدیکی ها ( هوشنگ رئوف )
- حواسم برگ باران زده ی ست ( هوشنگ رئوف )
- با واژه های شمشاد تحریر گردن ِکشیده ی آهویی ( هوشنگ رئوف )
- آن بالا در خَم های پر درخت ( هوشنگ رئوف )
- پرم از گریه های کلمات ( هوشنگ رئوف )
- مرگ خوابی ست که ( هوشنگ رئوف )
- یک قطره شبنم بوسه ( هوشنگ رئوف )
- به قد ِقامت ِخسته ات ( هوشنگ رئوف )
- بالش و بسترت که علف زار باشد ( هوشنگ رئوف )
- هی جار می زنی ( هوشنگ رئوف )
- بیداد می سراید چگور ( هوشنگ رئوف )
- تنگِ این غروب را چه کسی بسته است ( هوشنگ رئوف )
- می بینی چه بادی می وزد( هوشنگ رئوف )
- چه بی هنگام این غبار خاکستری برخاست ( هوشنگ رئوف )
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد